خداوندا

خداوندا 

    تو میدانی

         که انسان بودن و ماندن

              دراین دنیا چه دشواراست

                    چه زجری میکشد انکس

                         که انسان است و

                               از احساس سرشار است 

                   "دکتر شریعتی"                    

/ 10 نظر / 18 بازدید
علی

اووووووووووووووووووووووووووووووول![هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا]

علی

میبینم که حالا که از اون دنیا برگشتی با احساس شدی آبجی![چشمک] انقدر هم زجر نکش! دوباره میری تو کما ها!![نیشخند] دیگه داداش علی نیست که نجاتت بده ها![زبان]

علی

پس چی فکر کردی؟![زبان] اسباب کشی چیه؟! ما حالاحالاها اینا هستیم![پلک]

علیرضا

ای بابا ما هم یه ابجی داشتیم پارسال دوست امسال اشنا کجا بودی تاحالا گفتم رفتی دیگه راستی سلام اره خوندم کامنت خصوصی رو

سوگند (شاعرانه)

سلام گلم خوبی؟ عیدت مبارک گلم[ماچ] ممنون که خبرم کردی...... همیشه موفق باشی[خداحافظ]

علی

بعد از بوق و اندی سر میزنی و تازه میگی اسم لینکتو عوض کنم؟!![تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب] باشه! عوض کردم![زبان]

سید رحمان حسینی

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن در بیابان بلا تصویری از سقا کشید گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم گریه کرد آهی کشید و زینب کبری کشید

وصال

باز کن باز کن پنجره ها را شاید پشت این پنجره ها سائلی دستان خود را به فراسوی نیاز برده باشد باز کن پنجره ها را شاید زیر سایه ی شیروانی مرغکی از ترس باران خفته باشد بازکن فریاد کن شاید.... انعکاس فریاد سکوت برسد تا عرش خدا و دوباره باران ... بچکد روی تمنای دعا باز کن پنجره هارا شاید صبح امید در همین جا متبلور بشود سلام گلم وبلاگ قشنگی داری خوشحال میشم در صورت تمایل با هم تبادل لینک داشته باشیم. یه سری به من بزن .